تاثیر تمرین هوازی و مصرف مکمل ویتامین D بر احساس گرسنگی، گرلین و انسولین سرمی زنان میانسال مبتلا به سندرم متابولیک

نوع مقاله : مقاله اصیل

نویسنده

دانشیار فیزیولوژی ورزش، گروه علوم ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

چکیده

هدف: بررسی اثرات هشت هفته تمرین هوازی با و بدون مکمل سازی ویتامین D بر احساس گرسنگی، گرلین و انسولین سرمی زنان میانسال مبتلا به سندرم متابولیک بود.
روش شناسی: 40 آزمودنی (سن: 4/4 ± 19/53 سال و شاخص توده بدن 45/4 ± 68/32 کیلوگرم بر مترمربع) به طور تصادفی به گروه‌های تمرین هوازی و دارونما، تمرین هوازی و ویتامین D، ویتامین D و دارونما (بدون تمرین) تقسیم شدند. ویتامین D با دوز 50000 واحد در هفته در قالب دوسوکور به مدت هشت هفته مصرف شد و برنامه تمرین هوازی روزانه 50 تا 60 دقیقه، سه روز در هفته و با شدت 50-60% حداکثر ضربان قلب انجام شد. از تحلیل واریانس تک راهه، تحلیل واریانس عاملی (۲×۲) اندازه‌گیری مکرر و آزمون تی همبسته برای تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته ها: تمرین هوازی و مصرف ویتامین D، موجب کاهش تمام شاخص های خطر متابولیک و انسولین خون شدند(05/0>p)، اما احساس ذهنی گرسنگی و گرلین خون تغییر معنی داری نداشتند(05/0<p). در مورد دور کمر و گلوکز خون تاثیر تمرین توام با مصرف ویتامین D، بیشتر از تاثیر متناظر در گروه مصرف ویتامین D بود(05/0>p).
نتیجه گیری: تمرین هوازی و مصرف ویتامین D برای بهبود سلامت قلبی متابولیکی ایمن و موثر هستند، اما افزودن ویتامین D به برنامه تمرین فواید بیشتری برای کنترل وزن و قند خون دارد که تجویز آن را برای بیماران سندرم متابولیک پیشنهاد می کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Impact of Aerobic Training and Vitamin D Supplementation on Hunger Rate and Serum Ghrelin and Insulin in Middle Agead Females with Metablic Syndrome

نویسنده [English]

  • Karim Azali Alamdari
Associate Professor of Exercise Physiology, Department of Sport Sciences, Faculty of Education and Psychology, Azarbaijan Shahid Madani University, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

Aim: The aim was to investigate the impact of aerobic training with and without vitamin D supplementation on hunger rate and serum ghrelin and insulin in middle agead females with metablic syndrome.
Methods: fourty one subjects (age: 53.19 ± 4.4 yrs, BMI: 32.68 ± 4.45 kg/m2) were randomized into Aerobic Training+Placebo, Aerobic Training+Vitamin D, Vitamin D and Placebo groups. Vitamin D was consumed 50000 units/week in a double blind order for eight weeks and aerobic training program was conducted 50 to 60 min/session, three sessions/week at 50 to 60% of MHR. One-way ANOVA, two-way factorial ANOVA for repeated measurements and paired samples t test were used to analyze the data.
Results: both of aerobic training and vitamin D supplementation could decrese all of the metabolic risk factors and insulin level (p<0.05), however; pervceived hunger rate and blood ghrelin had no changes throughout the intervention period (p>0.05). More decreases were noted for waiste circumference and also blood glucose with Aerobic Training+ Vitamin D supplementation compared to vitamne D alone(p<0.05).
Conclusion: Aerobic Training and Vitamin D supplementation are safe and efficient in improving cardiometabolic health, however; addition of Vitamin D to the training program has more benefits for weight loss and blood control which makes it as a good prescription for patient with metabolic syndrome.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Aerobic Training
  • Vitamine D
  • Metabolic Control
  • Appetite